خودروسازان در یک‌قدمی ورشکستگی و بحران فروش قرار دارند

صنعت منزوی نه پیشرفت می‌کند نه نوآوری به همراه دارد

تاريخ 1398/08/13 ساعت 16:10

در ایران سالانه یک میلیون و 500 هزار دستگاه خودرو در بازار به فروش می‌رسد. یعنی تنها 4 درصد چین خودرو تولید می‌کنیم و 100 درصد از چین در برقراری ارتباط با کشورهای جهان محدودتریم.

آینده نگر/ فربد زاوه، کارشناس خودرو

در عرض چند ماه زیر و رو شدیم. تورم‌هایی که روی کاغذ دو رقم و در عمل سه رقم بودند، همه معاملات اقتصادی کشور را بر هم زدند و یکی از این معاملات هم معاملات مربوط به بازار خودرو بود. واقعیت این است که نه‌فقط صنعت خودروسازی، بلکه کل اقتصاد ایران از رویکرد ترامپ و خروج آمریکا از برجام سورپرایز شد و این سورپرایز شدن در قالب یک آشفتگی و نابسامانی اقتصادی از اردیبهشت سال 97 در کشور، کم‌کم دیده شد و خود را در تعدد آیین‌نامه‌های مختلف ابلاغ‌شده به خودروسازان و پیش‌فروش‌های دستوری نشان داد. خروج ناگهانی آمریکا از برجام از یک سو و اقتصاد دولتی و دستکاری در حوزه صنعت و قیمت‌گذاری‌های دستوری از سوی دیگر، کار دست بسیاری از صنایع کشور، از جمله خودروسازی داد.

بدتر از این نمی‌شد با خروج آمریکا از برجام، برخورد کرد. دولت در لحظه نه‌فقط در صنعت خودروسازی که در همه حوزه‌ها، تصمیم‌های احساسی کارشناسی‌نشده گرفت. بدتر از این نمی‌شد با تحریم‌ها مواجه شد که در آن واحد هم منابع مالی کشور را با سکه یک میلیون تومانی و دلار 4200 تومانی به حراج بگذاریم هم صنایع فعال را با قیمت‌گذاری دستوری زمین بزنیم. خودروسازان ما امروز هرکدام ده‌ها هزار میلیارد بدهی بالا آورده‌اند و در نهایت نه قیمت‌ها مهار شد و نه تورم کنترل.

 

صنعت ایزوله نه به نوآوری می‌رسد نه به تولید انبوه

مشکلات اصلی صنعت در ایران اما، ریشه در یک انزوای تاریخی دارد. باید بپذیریم که نمی‌توان هیچ صنعتی را در یک فضای بسته، مستقل از جهان، به بار نشاند. نمی‌توان یک صنعت را ایزوله کرد، بعد انتظار داشت که پیشرفت کند، به‌روز بماند و در تولید محصول خود خلاقیت و نوآوری به خرج دهد.

ما که هیچ، در بزرگ‌ترین بازار خودروی جهان، چین، که سالی 25 میلیون دستگاه خودرو فروخته می‌شود هم اگر سیاست‌گذاری‌ها عوض و ارتباط چین با سایر کشورها قطع شود، هم همین اتفاق‌ها خواهد افتاد. در ایران سالانه یک میلیون و 500 هزار دستگاه خودرو در بازار به فروش می‌رسد. یعنی تنها 4 درصد چین خودرو تولید می‌کنیم و 100 درصد از چین در برقراری ارتباط با کشورهای جهان محدودتریم. و به ضرس قاطع می‌گویم که با همه این اوصاف حتی چین هم نمی‌تواند بدون وصل بودن به زنجیره تولید جهانی محصول تولید کند، به‌روز بماند و اقتصادی عمل کند. در شرایط کشور ما، حتی خودروسازان چینی هم نمی‌توانند محصول‌های متنوع تولید و شرایط رقابتی در بازار تولید کنند.

گپ ماجرا هم اینجاست که اگرچه دهمین بازار بزرگ خودروی جهان (به لحاظ تعدادی)، ایران است اما به لحاظ ارزشی احتمالاً در دنیا در جایگاه پنجاهم هم نایستاده‌ایم. از بین یک و نیم میلیون خودرویی که هر سال در ایران تولید می‌شود، نزدیک یک میلیون دستگاه تنها زیر 5 هزار دلار قیمت دارد. کجای دنیا چنین است؟

این حرف‌ها بارها و بارها زده شده. به همان آقای محترم نعمت‌زاده بارها گفته شده حالا که در روزهای پسابرجام به سر می‌بریم، شما جوری سیاست‌گذاری نکن که انگار هرگز تحریمی برداشته نشده. از ابتدا مشخص بود که امضا کردن قرادادها و تفاهم‌نامه‌های پی‌درپی، لزوماً راه‌گشا نخواهد بود و باید در این حوزه به دنبال اقدامات مؤثر با بازه تاثیرگذاری بیشتر بود.

برای مثال، در دوران تحریم‌های اولیه و در سال 92، با وجود همه محدودیت‌ها ما تعدادی 206 صندوقدار به اروپا می‌فروختیم و همین مقدار اندک تا حدودی به احیای صنعت خودروی کشور کمک کرده بود. این راه باریک نجات را بارها برای آقای نعمت‌زاده ترسیم کردیم اما گوش شنوایی برای توضیحات ما وجود نداشت. اگر کالای ما به کشورهای دیگر ورود پیدا می‌کرد و از آن استقبال می‌شد، تحریم کردن ایران به همین آسانی نبود چرا که این بار درد تحریم نه‌فقط توسط برازجان و قم و تهران و ... حس می‌شد بلکه در اروپا هم می‌توانست جاری شود. می‌توانستیم به جای اینکه به امضای قرارداد با شرکت‌های خودروساز اصرار کنیم، هدف‌گذاری‌هایمان را عوض کنیم. مثلاً در ایران 4 میلیون دستگاه خودرو تولید و 3 میلیون دستگاه از این تعداد را صادر کنیم. در چنین شرایطی، وقتی تحریمی علیه ما وضع شود، قیمت خودرو در کشورهای مقصد ما هم ناخودآگاه افزایش پیدا می‌کند و کنترل تورم در کشور مبدأ (ایران) تبدیل به مطالبه‌ای جهانی می‌شود. چرا که هیچ سیاست‌مداری جرئت نمی‌کند به مردم فرانسه، آمریکا، آلمان و.. فشار بیاورد. مردمان کشورهای توسعه‌یافته مانند ما توانایی تحمل تورم را ندارند.

فراموش نکنیم که مدل خودروسازی ما ارزبر است. توهم اینکه بازار خیلی بزرگ و پرارزشی داریم سیاست‌گذاری‌ها در این حوزه را سخت‌تر کرده است. فرض غلط موجود در صنعت خودروسازی این بود که از آنجا که ما بازار بزرگی به لحاظ تعداد در دست داریم به این راحتی تحریم نمی‌شویم اما دیدیم که به راحتی این فرضیه رد شد.

و حالا خودروسازان ما به خاطر سوءاستفاده از سرمایه‌های مردم برای رونق بخشیدن کاذب به بازار یک‌میلیونی‌شان، محکوم به شکست بسیار مفتضحانه‌ای هستند.

 

بحران فروش در یک‌قدمی خودروسازان

رونق کاذب امروز در بازار خودرو اما به زودی از بین می‌رود. شک نکنید که خودروسازهای ما دوباره با بحران فروش مواجه می‌شوند. تورم موجود در جامعه به خودروسازان این اجازه را نمی‌دهد که قیمت خود را از این کمتر کنند و در چنین شرایطی احتمالاً که نه حتماً دوباره مجبور می‌شوند به وام‌های ارزان‌قیمت برای فروش محصولات خود، روی بیاورند. تنها کمی بعد از این روزها، یعنی زمانی که تعهدات معوق خودروسازان که تحویل شود، خودروسازان دیگر نمی‌توانند حتی سالی 700 هزار ماشین تولید كنند و بفروشند و با یک‌دوم ظرفیت رسمی خود مجبور به ادامه حیات اقتصادی خود هستند.

حتی پروژه‌هایی مثل 301 به شدت جنبه تبلیغاتی دارد. اگر نکته‌سنج باشیم خواهیم دید که خود ایران خودرو هم اعلام کرده که 70 درصد این خودرو ساخت داخل است. این 30 درصد باقی‌مانده احتمالاً قطعات مهمی است که اگر نباشد ماشین بدون آن‌ها معنی ندارد و اساساً تولید نمی‌شود. در چنین شرایطی یا این پروژه اصلاً عملیاتی نیست یا پژو با آن به شکلی و از طریقی درگیر است.

تصور کنید، در سال 96، از یک میلیون و 600 هزار دستگاه در بازار خودروی ایران، حدود 60 هزار خودرو بالای 150 میلیون قیمت‌گذاری شده بودند. همچنین قیمت حدود 200 هزار دستگاه بین 80 میلیون تا 150 میلیون تومان اعلام شده بود و یک میلیون و 300 هزار دستگاه در این بازار زیر 50 میلیون تومان بود. امروز اوضاع فرق کرده است. یک خودروی معمولی بین 70 تا 100 میلیون تومان قیمت دارد. آیا فکر می‌کنید کسی می‌تواند برای خرید خودرو با این قیمت‌ها سراغ کارخانه بیاید؟